تبلیغات
мo⒩$тɛℜs ℓѦɴ⒟ - قسمت سوم رمان(( برگرد... ))
اللهم اَحفِظ وبلاگِنا مِن الشرِ الهَکِر و الفیلترینگا

قسمت سوم رمان(( برگرد... ))

پنجشنبه 6 اسفند 1394 12:16 ب.ظ

نویسنده : FaTeMeh Eichizen
کنیچیوا
اول از اینکه ارمی منو نخور 
طاقت نداشتم خودم گذاشتم
دوم اینکه دست سایوری درد نکنه 
یاد بگیرید 
سوم اینکه اگه کسی نظر نده ولی بخونه..
خودش میدونه چیکار میکنمش

( ساعت 7 صبح.ارمیتا )
-مرلیااااااااا بیدااار شووو
مرلیا-مرده شور هرچی صبحه زوده رو ببرن روز تعطیلم نمیتونیم راحت کپه داغمونو بگزاریم
-بیدارشوووو اینقدرم غر نزن
مرلیا-توروخدا ردش کنید بره
کورانوسوکه - بیدارشوو دیگهنا سلامتی..
ایجی-ساکت شوو 
کورانوسوکه - اخه..
-هیی بیدار میشی یا باید روت اب سرد بریزم
ایجی-عه گناه داره بچم 
کورانوسوکه - بچتتتتت؟
مرلیا-بسووز تا ته کوری 
-بلند شوو دختر تنبلی نکن
مرلیا-اگه بلند هم بشم دست به سیاه سفید نمیزنم
کورانوسوکه - بلند شو دیگه کفمصب امروز خواستگارت میادا
( مرلیا )
-ای درد چرا خودت زن نمیگیری گیر دادی به من
ایجی-اورین
کورانوسوکه -×_×
ارمیتا-هووف بلند شو خودتو مرتب کن
-نچ چرا اخه اهل خونه گیر میدن به من بدبخت دیوار کوتاه تر از من پیدا نکردین؟
کورانوسوکه - نه پیدا نکردیم بعدشم من خودم میدونم کی زن بگیرم
ارمیتا-همتوووون برید اماده شید ساعت 10 شد 
-به جهنم الاسفل السافلین 
ایجی-عربی هم که..
ارمیتا-برییییییییید 
همه بلند شدیم 
( ایجی )
-هووم کدوم یکی؟ سیاه یا سرمه ای مسئله این است
ارمیتا-هوووم سرمه ای
-خوبه ولی...ابی یا سفید اینم یک مسئله است
ارمیتا-هوووف سفید
-اوکی قربونت
( ( کورانوسوکه )
-خب بزار ببینم مرلی کدومش سیاه یا نوک مدادی ؟
مرلیا همون طوری که سرش تو گوشیشه-اوووم نوک مدادی 
-اون تافت رو بده 
مرلیا-بیا 
-کفش براق یا مات؟
مرلیا-براق که چشش در اد 
-ظالم
مرلیا-اعتراض وارد نی 
-خبب امم مدل مو رو چی؟
مرلیا-همیشگیت 
-باش میگم سلیقه ای داریاا
مرلیا-کوفت اعتراض نکن الکی رنگ نکن من خودم خرو رنگ میکنم جای بلبل میفروشم فقط تو قفس جا نمیشه
-نه بابا کارت درسته ها
( ارمیتا )
-مرلیااااااااااااااااا
مرلیا-بله؟
-کدوم ؟
مرلیا-هوووف استغفرالله امم ..اون ابی کاروانیه موهاتم همون فرفری کفش صندل ارایش کمرنگ چیزی جا نموند؟
-نه ..خودت چرا حاضر نیستی 
مرلیا-بخاطر کوری 
کورانوسوکه - ماامااان خوبه ؟
-باید برا تو هم استین بالا بزنم سلیقتو 
کورانوسوکه - بله سلیقه خودمه
مرلیا-اهم اهم -_-
ایجی-ضایعس سلیقه مرلیاس 
کورانوسوکه - بابا..
مرلیا- ♥_♥
کورانوسوکه - خودتم برو اماده شو 
مرلیا-هووف باش 
( تو اتاق.مرلیا )
-مرده شورشو ببرن که هرکی که هس خواب نازنین منو داره بهم میزنه خب امم...اها موهامو که از بالا خامه ای جمع میکنم لباسم یه لباس..بنفش کمرنگ خوبه کفشم تخت میپوشم حوصله دردسر ندارم ارایشم که نمیخواد یه رژ لب بزنم فولم 
( ایجی )
-واایی این از اون وااو ها داشت
ارمیتا-اوشگله
کورانوسوکه - مرلی..نخورتت خوبه
-هه مرلی یه لقمش میکنه
ارمیتا-مگه من مردم اینکارو کنه پسره از گل نازک تر بهش بگه دخترمو نم دم بهش والا اینهمه سال بزرگش کردم با زحمت اونوخت به باد بره 
مرلیا-قربون مادر همه چی فهم 

حالا اینور ( کیویا ) همون یارو پسره 
-زایزن...کدوم ؟
زایزن در حالی که رو تخت نشسته بود و پا روی پا انداخته بود -ام...خب سیاهه رو بپوش دیگه کفشتم مات موهاتم مدلش یه ور خودته دیگه
-اوکی فقط میمونه..
زایزن-سفید و سیاه 
-عه کارت درسته 
مارتا-اماده شدید؟
( مارتا )
-اخه من به تو چی بگم زایزن بلند شو برو حاضر شووو  
زایزن-اخه..
-ناسلامتی برادرشی بلند شوووو تا وادارت نکردم
زایزن-هووف تموم شدنی نیست که
کیویا-هه
-خب ...کیویا کناره موتو درست کن 
کیویا-باش
( تو اتاق.زایزن )
-هووف اخه دیگه چه نیازی به منه روز تعطیلم راحتمون نمیزاره موهام که خوبه کت و شلوار ..سیاه دیگه  ام ..لباس هم سفید کروات مراواتم حوصله اشو ندارم کفشم براق خوبه دیگه 
مارتا-زاایزننن بیاا پاایین
( مارتا )
-کراواتت کو؟
زایزن-مارتا گیر نده دیگه حوصلشو ندارم
-اه از دست شما دوتا 
مارتا رفت یه کراوات سرمه ای اورد و یجوری بستش که زایزن داشت خفه میشد
کیویا-بیا خوب شد شلش کرد یخورده کراواتشو
زایزن-قربونت ..خب بریم ؟
کیویا-بریم دیگه دیر میشه 
( مرلیا )
-هووف نمیدونم قیافش چجوریه 
کورانوسوکه - پیکان قرازه مش رجب
ارمیتا-عه کورانوسوکه. .
ایجی-هووم 
صدای زنگ در-دییینگ دااانگ 
-لابد خودشونن 
ارمیتا-...

برا قسمت بعدی 50 تا 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 اسفند 1394 12:50 ب.ظ




نمایش نظرات 1 تا 30